خرید بک لینک


ِیه وقتاییم هست که آدمو از کرده یا گفته ش پشیمون میکنن ... اونجاهاس که بحث ، بحثه لیاقته . یه سری اصولا لیاقت و ظرفیت محبت و توجه رو ندارند . بعد این قضیه برای آدمی مثل من که حتی عزیزم و جانم رو باید با انبر از دهنم بکشن ، خیلی سنگین میادش و باعث میشه بیش از پیش در آرمان های نه چندان مهربان خودم ثابت قدم بمونم . نه اینکه مهربان نباشیم و اینها ، ولی خوددرگیرهایی هستند که کلا انقد گیجت میکنن که بهتره ولشون کنی بری .





برچسب: صد و سیما,صداوسیما,سیصد و شونزده,سایت صد و سیما,مار صد و سی تنی, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 16:25

آدم وبلاگا رو میخونه میبینه مردم کلی دغدغه ی فکری و فلسفی و معنایی دارن و درگیر حل مشکلات عدیده و گره های کور زندگی هستن و داد تنهایی سر دادن . بعد میره اینستاگرام میبینه همه غرق مهمونی و شادی و دور همی و گشت و گذار با دوستان خیلی زیاد هستن و همه زندگیا به راه و آیفونها به دست و همه خوشگل و شاداب و پوستها درخشان و کلا بهشت رو میشه توی اینستاگرام آدمها لمس کرد . بعد خب قضاوتی در کار نیست ، فقط انگار اینستاگرام شده جای ابراز خوشی ها و وبلاگ شده جایگاه گله و شکایت و غصه خوردن . اگه فیسبوک بنا شد روی حس کنجکاوی مردم ، اینستاگرامم بنا شد روی شو آف مردم . و رسیدیم

برچسب: صد و سیما,صداوسیما,سیصد و شونزده,سایت صد و سیما,مار صد و سی تنی, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 16:25

یکى از فانتزیامم اینه که از یکى بپرسم اسمت چیه ؟ بگه "على" ! خداییش چقد اسم قشنگیه . على ؟ على جان ؟ ... تو دل برو و جذذاب !

برچسب: w snead,w snead fantasy,w snapback,w snead new orleans saints,w snacks,w snipes,w snow cc cushion,w sneijder,w snow bb cushion,w snead rotoworld, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 16:25

یاد محرمای دانشگاه بخیر . بهترین جو و اتمسفر مراسمات رو توی مسجد دانشگاه فقط دیدم . یه جو فوق العاده دوست داشتنی و صمیمی و بی ریا .وقتی مسجد دانشکده رفته باشی دیگه رغبتی به مراسمای بیرون نداری.واقعا جوانیه و بی ریاییش. دانشگاه ما یه شهر کوچیکی بود که سلف و مسجد و سوله ورزشی و خوابگاه و کتابخونه و کلاسا و آموزش کلا کنار هم بودن و تو در طول روز از صبح سر کلاس و ظهر توی راه سلف و خوابگاه و غیره بچه ها رو انقد میدیدی که دیگه حالت به هم میخورد :دی . توی مسجدم هم کلاسیت قرآن میخوند ، هم گروهی آزمایشگاهت مداحی میکرد ، شله زرد رو خودت و بقیه دخترا پخته بودی و همه با

برچسب: صد و بیست ساله شی,صد و بیست روز در سودوم,صدوبیست راز زیبایی,صد و بیست وچهار هزار پیغمبر,صد و بیست روز سدوم,صد و بیست وچهار هزار,صد و بیست ساله,صد و بیست قانون اساسی موفقییت,صد و بیست روز در شهر فساد,فیلم صد و بیست روز, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 22:06


دوووسسست دارم شلدنننننن


Image result for sheldon cooper wallpaper


یکی از فانتزیای دیگه مم اینه یه تی شرت داشته باشم روش نوشته باشه "Bazinga" . وای خدا این شلدن چقد باحاله .


برچسب: قسمت صد و بیست و ششم صرفا جهت اطلاع, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 22:06


وقتی مرد خونه با خستگی سینه زنی و بغضی که هنوز از پس اشک ریختن ها سبک نشده وارد خونه میشه ...


برچسب: صد و بیست ساله شی,صد و بیست روز در سودوم,صد و بیست وچهار هزار پیغمبر,صد و بیست روز سدوم,صد و بیست وچهار هزار,صد و بیست ساله,صد و بیست قانون اساسی موفقییت,صد و بیست روز در شهر فساد,فیلم صد و بیست روز,فلسفه صدوبیست ساله شدن, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 21:41


هنوزم کله پاچه انقد بهم مزه میده که اشک تو چشام جمع میشه . انقد خوشمزه ست که میخوام همون موقع زانو بزنم به درگاه الهی و جداً جداً با ایمان صد در صد پیور ! شکرش کنم . انقد طعم خوووبش وجودمو پر میکنه که حس خداپرستی تو وجودم زنده میشه و یه جور ذاتی و فطری به خدا ایمان میارم . نمیفهمی من چی میگم .



برچسب: صد و بیست ساله شی,صد و بیست روز در سودوم,صد و بیست وچهار هزار پیغمبر,صد و بیست روز سدوم,صد و بیست وچهار هزار,صد و بیست ساله,صد و بیست قانون اساسی موفقییت,صد و بیست روز در شهر فساد,فیلم صد و بیست روز,فلسفه صدوبیست ساله شدن, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 12:30

چقد هوا خوبه . این باد خنک نرم مهربون خوده خوده سر انگشت یاره که صورتمو نوازش میده . اومدم بیرون ورزش کنم ولى نشستم روى یه نیمکت و از هوا لذت میبرم . دلسرد و غمدار اما لبخند به لب ...

برچسب: صد و بیست ساله شی,صد و بیست روز در سودوم,صد و بیست وچهار هزار پیغمبر,صد و بیست روز سدوم,صد و بیست وچهار هزار,صد و بیست ساله,صد و بیست قانون اساسی موفقییت,صد و بیست روز در شهر فساد,فیلم صد و بیست روز,فلسفه صدوبیست ساله شدن, نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 4:38

".. و اکنون، ابراهیمی، و اسماعیلت را به قربانگاه آوردهای. اسماعیل توکیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ شغلت؟ پولت؟ خانهات؟ باغت؟ اتومبیلت؟ خانوادهات؟ علمت؟ درجهات؟ هنرت؟ روحانیتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانیت؟ زیباییات؟ و .... من چه میدانم؟ این را باید خود بدانی و خدایت. من فقط میتوانم نشانیهایش را به تو بدهم، آنچه تو را در راه ایمان ضعیف میکند، آنچه تو را در راه مسئولیت به تردید می افکند،آنچه دلبستگیاش نمیگذارد تا پیام حق را بشنوی و حقیقت را اعتراف کنی، آنچه تو را به توجیه و تاویلهای مصلحتجویانه و ... به فرار میکشاند و عشق به او

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 5:27


"خنده نشونه ی آزادگیه "


چه حرف درست و قشنگی زد "احمد عربانی " در برنامه ی خندوانه .


برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 5:26

هنوزم روم نمیشه جایی بگم . ولی سال آخر دانشگاه از طرف نهاد رهبری دانشگاه که من آخرم نفهمیدم دقیقا دفترش کجاست یه تندیس و یه نگین که به زیبایی تراش خورده بود به دستم رسید و بهم گفتن به دخترایی که از دید اونها برگزیده شده بودند جایزه دادن و بهش میگن طرح ریحانه . هنوز که تندیس و نگین من به دستم نرسیده بود اصلا اهمتی نمیدادم میگفتم لابد اینم واسه ی چادریاست و اصن من کی باشم . کی اصلا منو دیده . حتی تا وقتی که با اون رژ ضایع و اون سرمه ی همیشگی و شلوار جین لوله تفنگی رفتم و تندیس و نگین تراشه خورده م تحویل گرفتم باورم نشد که به صلاحدید حاج آقای تو دل بروی دانشجوه

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 5:25

والا راستشو بخواین ما خانوادگی استعداد سنگ کلیه داریم و خیلیامون یکی دو باری سنگ داشتیم و من از اونجایی که خیلی آدم ترسویی هستم و از درد سنگ کلیه که بنا به گفته ی همه چیزی معادل درد زایمان هست و خون بالا اوردن های بعد از عملش به شدت میترسم خودم رو بستم به این پیاده روی ها و دویدن و طناب زدن های شبانه وگرنه کاری به جوانان سرزمینم نداشتم که هر موقع که ما حتی تاریک ترین و کنج ترین جاهای پارک رو هم انتخاب میکنیم باز مغناطیس ما میکشدشون سمتمون وگرنه اونا که خودشون مقدس هستند .ماییم که مسئول تیکه انداختن ها و نگاه هاشون هستیم . قبول دارم ، د بلیم ایز آن می ... د

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 5:25


دلم میخواد یه تیشرت داشته باشم روش نوشته باشه " این گرگ سالهاست که با گله آشناست " ، حالا البته درسته هیچ پخی نیستم ... انی وی ...


برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 5:24

لذت بخش ترین کار دنیا ؟ حرف زدن با کسى که میفهمه آدم چى میگه .

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 5:21

منصور ضابطیان در کتاب " مارک و پلو " می گوید : " ایتالیا مهدِ پیتزای جهان است . این غذای پرطرفدار ما ایرانی ها را در هر کوچه پس کوچه ای در شهر های ایتالیا می توانید پیدا کنید . اما با دیدن اولین پیتزا فروشی تمام تلقی تان نسبت به پیتزا به هم می ریزد .چون آنچه می بینید و می خورید ، شباهت چندانی با پیتزاهای وطنی ندارد . مرسوم ترین پیتزا بین ایتالیایی ها پیتزا مارگاریتاست که تشکیل شده از یک ورقه ی خیلی خیلی نازک خمیر و مقدار خیلی خیلی کم پنیر. آن قدر کم که همه جای سطح خمیر را نمی گیرد و باعث می شود که خمیر فقط بوی پنیر بگیرد . روی این مجموعه ، کمی _ فقط کمی _ سس گوجه

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 5:19

صفحه بندی